|
چه عشق های خنده داری چه رفاقت های پوچی برای داشتن تو تن به هر هوس بازی دادم دل به هر عشق بازی دادم اما تو نبودی تو نبودی و من چه ساده لوحم
آمدم که بنویسم لحظاتی که کنارم بودی چه بر من میگذشت آمدم که بگویم ... چون میدانم بعد از تو تمام لحظات خوش با تو بودن را به فراموشی میسپارم تا دلتنگت نشوم آمدم که بگویم تا بعدها که خواندم یادت لبخندی ... یا شاید اشکی را به من هدیه کند که از ته دلم است. آمدم بگویم این نامردیست که تو باشی و حسرت بودنت دیوانه ام کند آمدم بگویم این نامردیست وقتی میگویم عاشقتم سرت را پایین بندازی آخ نامرد جواب عاشقتم های من این نبود هر وقت میایی تنها ارمغانت برای من تنهاییست کاش میتوانستم رهایت کنم و برای یک لحظه با تو بودن یک عمر تنهایی را تحمل نکنم...
در بیست و دوم آبان سال هشتاد و نه نوشتم " روزهای خاکستری من زودتر تمام شوید" امروز دهم شهریور سال نود است " روزهای خاکستری من زود تر تمام شوید " نمیخواهی بیایی؟ مداد رنگی هایم را بیاور بیا و روزهایم را رنگی کن... هنوز هم مثل همیشه منتظر آمدنت هستم...
هر روز زندیگیم را که یادم میآید تو نبودی پس چرا من انقدر دوستت دارم چرا همیشه یادت را میپرستم هر روزی را که یادم میآید دستانت نبوده پس چرا من اینهمه دوستشان دارم کاش بودی...کاش دستانت بودند در این گرما نزدیک به منجمد شدنم فقط دستانت را میخواهم چرا نباید باشی؟؟؟ چرا نباید بخواهمت؟ خیلی دلم گرفته...
درست وسط تابستان است.هوا ابری و خنک است این روزها که به نیامدنت عادت کرده ام و حتی دیگر نبودنت را دوست دارم باید به تنهایی عمیق تری عادت کنم. چه جالب است که سناریو از قبل نوشته شده تمام دست و پا زدنها بیهوده است. دیگر میدانم که هیچ چیز به تصمیم من نیست نبودنت و نیامدنت. عجیب است!دیگر برای آمدنت هیچ شوقی ندارم! میترسم میترسم به پایان قصه که رسیدم از شروعش پشیمان شوم. میترسم فقط افسوس بماند. ازآن روزهاست که دلم لارچشمه و قلیان میخواهد. چه هوای دلگیری... دلم گرفته...
با ران تندی میبارد باران بهاریست تند و زیبا میبارد... ازینهمه زیبایی فقط تماشا کردنش انهم از پشت ویترین پنجره نصیبم میشود. امروز از ان روزهاست که هیچ حسی ندارم از ان روزها که مثل راه رو است فقط باید بگذرانمش.روز بی خاصیت چقدر تعداد روزهای بی خاصیت زندگیم زیاد شده اردیبهشت که تمام شود خرداد می اید دیگر خبری ازین بارانها نیست کاش تو بودی دلم میخواست من و باران با هم میبوسیدیمت... ولی...بازهم مثل همیشه نیستی. دیگر به این هم عادت کرده ام :-) فقط آرزو دارم هرجا که هستی گاهی به یاد من بیفتی...فقط گاهی
|
About![]()
چه کسی میخواهد Archivesدی 1390مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 اردیبهشت 1390 اسفند 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 فروردین 1389 مرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 مرداد 1387 تیر 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 Links
Heart Breakers
دنيا رو بي تو نميخوام يه لحظه |