|
در این جاده مه آلود باران بی امان میبارد و دستهای من خیس و لرزان ، اما امیدوار، حلقه انگشتان تو را رویایی برای ماندن میدانند .
گفتم گر بوسه دهی توبه كنم
وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد . تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسید . روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد" سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه ، دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود : ای کاش این کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر می کردم و گریه ! شاد باشید و پایدار
اینم یه تست هوشه تازه یداش کردم اما ازتون خواااااااااااااااااااهش میکنم قبل از انکه کامل جواب بدید یه کمی روشون فک کنید مغزتونو به کار بگیرید این تست هوش باعث میشه که یخای مغزتون اب بشه و مغزتون اکبند باقی نمونه . اخه من که بار اول حتی به یه سوال درست جواب ندادمو کلی در حسرت سوختم(کافر همه را به کیش خود پندارد ) به هر حال از من که قطع امید شده اما من به شما امید وارم. ااااااا ......... راستی نظر یادتون نرهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ! سوأل اول : فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟ پاسخ: اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود. سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی سوأل دوم: اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟ پاسخ: اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟) مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!! سوأل سوم: پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟ پاسخ: Nunu؟ نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید اینم جایزه ی شما بچه ی باهوش و خوکشل
>>رسم بازي عشق<< رسم بازي عشق اين بود که من بشمارم و تو قايم شوي.به همان رسم هاي قديمي کودکانه (قايم باشک).هنوز نشمرده بودم که رفتي و چنان ناپيدا شدی که براي هميشه بدنبالت سرگردان و آواره شدم. لعنت به اين بازي بچه گانه لعنت.تو ميري و من فقط نگاهت مي کنم.تعجب نکن که چرا گريه نمي کنم. بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم.اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقيست.
مدرسه : زندان آلسکاتراس رفتن به مدرسه : عملیات کرکوک حیاط مدرسه : بهشت پنهان مشاور مدرسه : در پناه تو زمزمه سر کلاس : ماجرای خانه ما غیبت معلم : روز فرشته کلاس درس : آپارتمان شماره 13 زنگ دینی : سجاده آتش مستخدم مدرسه : روسری آبی آبخوری : جزیره ناشناخته نمازخانه : زندان زنان ناظم مدرسه : مرد قانون نماینده : خبر نگار جاسوس کلاس : مارمولک تعویض برگه های امتحانی : تجارت مرگ نگاه های سر امتحان : چشم هایم برای تو نگاه شاگرد به معلم : می خواهم زنده بمانم روز کارنامه : روز واقعه بوفه مدرسه : حمله به اچ3 زنگ خانه : آنسوی دنیا دیپلم : شاید وقتی دیگر اخراج از مدرسه : یکبار برای همیشه افکار شب امتحان : حمله گودزیلا
دوستت دارم عقربه هاي ساعت رو به مشرق يخ بسته اند. چشمانم سکوت کرده اند. فقط نيمي از بلور مهتاب در آسمان پيداست و نيمي ديگرش را ابرها به اسارت بردهاند. دلم هواي تپيدن با ستارگان را دارد و چشمانم هواي باريدن با ابرها. در چشمان سبز تو خيره ميشوم و مرغان بازيگوش نگاهت را به لبخندي شادمانه پرواز ميدهم و خود عاشقانه بر ساحل چشمانت مي نشينم. تو پلک بر هم ميزني و هر بار فصلي از خاطره هاي سبز من مرور ميشود. زمان ميوزد و در مسير ثانيهها خاطرات من تبخير مي شوند. دشتي از حرف و باغي از کلمه ها دارم، اي دوست! هر چه بنويسم و بگويم کم است فقط ميتوانم قلبم را بشکافم و قطره خوني را به عنوان «دوستت دارم» تقديمت کنم.
شاعر وفرشته ای باهم دوست شدند فرشته پری به شاعر دادو شاعرشعری به فرشته . وفرشته شعر شاعر را زمزمه کردودهانش مزه عشق گرفت. زیرا شاعری که بوی اسمان را بشنود زمین برایش کوچک است وفرشته ای که مزه عشق را بچشد اسمان برایش تنگ. و شاعر بال فرشته را گرفت تا کوچه پس کوچه ای زمین را نشانش بدهد شب که هر دو به خانه برگشتند *** او چون كور بود او از همه بدش ميآمد، بجز دوست پسرش يك روز دختر گفت: اگر ميتوانستم دنيا را ببينم، با دوست پسرم ازدواج ميكردم يك روز كسي چشمهايش را به او داد و سپس او توانست همه جا را ببيند، بجز دوست پسرش دوست پسرش از او پرسيد: حالا كه تو ميتواني همه جا را ببيني، با من ازدواج ميكني؟ دختر شكه شد وقتي ديد دوست پسرش هم كور است و او قبول نكرد كه با دوست پسرش ازدواج كند دوست پسرش رفت با چشماني خيس و گفت عزيزم مواظب چشمان من باش.
وقتی تو آمدی و دست نيازت را به سويم دراز کردی ، گفتم ــ از قفس چه می دانی ؟ گفتی : آزادی ــ از تنهايی ؟ گفتی : همزبانی ــ از محبت ؟ : عشق ـ ـ از دوستی ؟ : صداقت ــ از بهار ؟ : طراوت ــ از سفر ؟ : انتظار ــ از جدايی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ : ........ باز هم گفتم جدايی ؟ سکوت تو مرا شکست و به گريه انداخت . به چشمانت نگاه کردم و گفتم بگو ... تو آغوش به رويم گشودی و گفتی : جدايی ، هرگز ... بی تو من می ميرم روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم
از عشق باید سخن گفت و همیشه از عشق باید سخن گفت عشق در لحظه پدید می آید و دوست داشتن در امتداد زمان و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است عشق معیارها را در هم می ریزد و دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود عشق ناگهان و نا خواسته شعله می کشد دوست داشتن از شناختن و خواستن سر چشمه می گیردعشق قانون نمی شناسد دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین عاطفی است عشق فوران می کند چون اتش فشان و شره می کند چون ابشاری عظیم دوست داشتن جاری میشود چون رودخانه ای بر بستری با شیب نرم عشق ویران کردن خویش است دوست داشتن ساختنی عظیم عشق دق الباب نمی کند مودب نیست حرف شنو نیست درس خوانده نیست درویش نیست حسابگر نیست سر به زیر و مطیع نیست عشق دیوار را باور نمی کند کوه را باور نمی کند گرداب را باور نمی کند زخم دهن باز کرده را باور نمی کند مرگ را باور نمی کند عشق در وهله پیدایی دوست داشتن را نفی می کند و نادیده می گیرد پس می زند و له می کند و می گذرد دوست داشتن نیز ناگزیر در امتداد زمان عشق را دود می کند و به اسمان می فرستد و چون خاطره ای حرام فرشته نگهبانی بر ان می گمارد عشق سحر است و دوست داشتن باطل سحر عشق و دوست داشتن در امتداد هم می ایند اما هرگز در یک خانه منزل نمی کنند عشق انقلاب است و دوست داشتن اصلاح میان عشق و دوست داشتن هیچ نقطه مشترکی نیست از دوست داشتن به عشق می توان رسید و از عشق به دوست داشتن اما این حرکت از خود به خود نیست از نوعی به نوعی است از خمیره ای به خمیره ای و فاصله ای است ابدی میان عشق و دوست داشتن که برای پیمودن این فاصله یا باید پرید یا باید فروچکید .
جالب ( ) ضد حال يعني اين !!! دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد. پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون: لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست باعشق : روبرت دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون: روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان عتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه! با تکیه بر ضرب المثل مشهور؛ فلفل نبین چه ریزه، مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت! مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید! آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست! خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد. آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم
راههای دوست پسرآزاری 1-اگه بهتون زنگ زد(در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسر تون....!!)بگین سلام حمید جون وبعد یکدفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک تو سرم علی تویی؟؟؟می تونین این سیر رو تا هفده بار تکرار کنید ولی بار هجدهم خطر مرگ داره ما مسئولیتی در قبال این حادثه نداریم. 2-بهش زنگ بزنید و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونه تون بعد با دختر همسایه تون برید سینما فیلم آتش بس یا به نام پدر رو ببینید 3_اگه یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرید وباهاش دعواکنید با کلماتی از قبیل : مگه تو خودت خواهر نداری ؟...یا همچین چیزایی.ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جوک فجیح وافتضاح تعریف کنید وبعدش بشینید و قیافه ی بنده خدا رو تماشا کنید. 4_آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی بر مودا واز این پیراهن های استین کوتاه بپوشید وبرید جلوی بنده خدا راه برید وقتی به شما نزدیک ش دو به دوسه متری شما رسید سرش داد بزی دو بشینید زجر کشیدن شو تماشا کنید. 5_عکس های دونفره ای رو که با پسر نوه ی عمه یاخاله ی پدر بزرگ پسر خاله تون یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه عکس باهاتون بگیره.
|
![]()
پروانه ی من در توری اسیر است
HomeProfile
مرداد 1388فروردین 1388 اسفند 1387 مرداد 1387 تیر 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385
دختر شرقیع+ش+ق عزیزم نظر یادت نره *ستاره* ی نایاب من *سها* شبنم سحر گاهی مرکز فرماندهی عشق هرچه میخواهد دل تنگت بگوووووو اخرین تیر کوبید foorijoon milad.m انتخابات قصر احساسات من اسمان بارانی همسفران عشق دوست دارم دیاکو عزیزم یادداشتهای من از هیچکجا اکنون همه جور عکس delkhaste عاشقونه هندسام من عاشقم سکوت فریبا جوووونم مهشید نازنازی من افسونگر عزیزم باور کن انتظار
تنهاترین عاشقدوان دوان حریم عشق قاب شیشه ایی دختر مشرقی تنهاترین عاشق دست نوشته های اخرین دیوانه آتش و آب دست نوشته های پینوکیوی من واژه های خیس .:دلکده ایی برای دلنوشته ها:. خاطرات مدرسه قلب مقدس دختر بسرای جوون هیام یک قدم تا عشق بهارنارنج کابوس شیرین ترفند-مطلب شماره 72 فریاد سکوت دریای غم عاشق باش سوختگی اسید زیباترین عکسهای دنیا عشق=کامران و هومن عشق من عاشقم باش اشک لبخند سرزمین IT تو شعر نابی با ردیفی از تبسم اینو ببین خیلی گریه داره زندگی زیبا دهکده ی عشق ف مثل فوتبال hate بوی باران به سوی او سعی کن به چیزی که میخوای برسی وگرنه .... بلاتکلیف بهترین اهنگها جنگجوی بی سبر بدحجاب(بهترینه) بدون شرح(شقایق گلم) من و تنهایی من اخرین تلاش zero.one دنیای خواب من درد مشترک مرا فریاد میکند لی لی جونم(بابا حبیب) خوش امدید دانلود اهنگهای تک
کاربران آنلاین: بازديدها : http://akharin-divaneh.blogfa.com |