|
گوسفند بع بع ميكرد. سگ واق واق ميكرد. شب شده بود، اما حسنك به خانه نيامده بود. ديروز كه حسنك با كبري چت ميكرد، كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است. براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود، اما كوه روي ريل ريزش كرده بود. ريزعلي ديد كوه ريزش كرده، اما حوصله نداشت اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل هميشه سوت و كور بود. الان چند سالي است كوكبخانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد. او حتي مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله مهمان ندارد. او پول ندارد شكم مهمانها را سير كند. کوکبخانم آخرينبار كه گوشت قرمز خريد، چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت.
خوشبختی ۵ کیلومتــــــر ... !!! ،سرعت مجاز ، صفــــــــــــر ... !!! هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمی گیرد ، به عبارت بهتر ... مامان هم ، مجّانی بغل بابا نمی خوابه
مرینوسهای خواب الود شبی مهتابی بود و خوابم نمی برد چشمهایم را باز می کردم و خوابم نمی برد خوابم نمی برد . تصمیم گرفتم گوسفندان را بشمارم تا شاید چاره ای باشد بود که تا سپیده مشغول شمردن بودم و تو را نیز شمردم و خودم را شـُـــــــمردم و هنوز خوابم نمی برد و هنوز صف طویلی گوسفند باقی مانــــده بود خُــــــــر پُــــــف ...!!! هیچ شاهزاده ای ... عاشق دخترکی گدا و بیچاره نمیشود ؛ مگر اینکه ... خوشگل باشد ... و خوب برقصد ... و میان تنه ای درست داشته باشد ... ؛ تفاهم مال قصّه هاست ...
سلام رفیقام جونم ماجرای دو تا رفیقن که یکی دو دستی چسبیده این دنیارو یکی هم دنبال یه جای بهتر از این دنیاست شماها منو یه بوس کوچولو میدید تا من بیام بهتون سر میزنم خدا کنه وقتیم که دارم میرم به خدا سر بزنم با یه بوس کوچولو برم... آمین
از دوستان عزیزم هم ممنونم:::
مادر، پرحرارت از دخترک معصوم خود حرف می زند، مثل همه مادرها وحتی بیشتر، خدمتگزاری او را کرده است. مادر وقتی در مقابل دانشجویانش می ایستد از عشق و دلدادگی، فداکاری و امید، زیاد می گوید . او استاد ادبیات چند دانشگاه معتبر تهران است که تمام آموزه هایش را سال هاست که در خانه عملی می کند. مادر،عاشق مریم است که در دنیای آدم ها، زندگی متفاوتی دارد. دختر، عقب مانده ذهنی است اما با همت مادر، بسیار توانمند شده و تعلیماتش فراتر از حد تصور است . مادر از او می خواهد با کلمه مریم جمله بسازد. به مادر می گوید سخت است . اما این بهانه است . زیرلب می گوید با کلمه مادرمی خواهم جمله بسازم . مادر جا می خورد. مریم دوربین را نمی شناسد، بلد هم نیست نقش بازی کند، اما قدرشناسی را می فهمد و خالصانه جمله اش را به زبان می آورد: «... من مادرم را دوست دارم...»
|
![]()
پروانه ی من در توری اسیر است
HomeProfile
مرداد 1388فروردین 1388 اسفند 1387 مرداد 1387 تیر 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385
دختر شرقیع+ش+ق عزیزم نظر یادت نره *ستاره* ی نایاب من *سها* شبنم سحر گاهی مرکز فرماندهی عشق هرچه میخواهد دل تنگت بگوووووو اخرین تیر کوبید foorijoon milad.m انتخابات قصر احساسات من اسمان بارانی همسفران عشق دوست دارم دیاکو عزیزم یادداشتهای من از هیچکجا اکنون همه جور عکس delkhaste عاشقونه هندسام من عاشقم سکوت فریبا جوووونم مهشید نازنازی من افسونگر عزیزم باور کن انتظار
تنهاترین عاشقدوان دوان حریم عشق قاب شیشه ایی دختر مشرقی تنهاترین عاشق دست نوشته های اخرین دیوانه آتش و آب دست نوشته های پینوکیوی من واژه های خیس .:دلکده ایی برای دلنوشته ها:. خاطرات مدرسه قلب مقدس دختر بسرای جوون هیام یک قدم تا عشق بهارنارنج کابوس شیرین ترفند-مطلب شماره 72 فریاد سکوت دریای غم عاشق باش سوختگی اسید زیباترین عکسهای دنیا عشق=کامران و هومن عشق من عاشقم باش اشک لبخند سرزمین IT تو شعر نابی با ردیفی از تبسم اینو ببین خیلی گریه داره زندگی زیبا دهکده ی عشق ف مثل فوتبال hate بوی باران به سوی او سعی کن به چیزی که میخوای برسی وگرنه .... بلاتکلیف بهترین اهنگها جنگجوی بی سبر بدحجاب(بهترینه) بدون شرح(شقایق گلم) من و تنهایی من اخرین تلاش zero.one دنیای خواب من درد مشترک مرا فریاد میکند لی لی جونم(بابا حبیب) خوش امدید دانلود اهنگهای تک
کاربران آنلاین: بازديدها : http://akharin-divaneh.blogfa.com |