تبليغاتX
می خوام ببوسمت





















می خوام ببوسمت

همیشه یکی بود...یکی نبود

 

 

 

میخواستم اسم وبلاگ را  عوض کنم

میخواستم بنویسم دیگر نیا

دیگر نمیخواهم ببوسمت

روزهای سختی را گذراندم

تو نبودی

گذشتند و تو نبودی

دیگر امدنت بی فایده است

عطش دیدنت فروکش کرد

از سرما دیدگانم کدر شده

دیگر دیر شده

دیشب اسمان ستاره باران بود

دیشب ان یکی مرغ عشق هم مرد

من مثل مرغ عشق هم نیستم

تنهایی را بی تو سر کردم

مثل اینکه دیگر به تنهایی عادت کردم

به یاد دارم جایی شنیدم:

 "عادت کردن به تنهایی از خود تنهایی سخت تر است"

راست گفتند

من دیگر نمیتوانم بپذیرمت

دیگر نیا...

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت3 PMبه قلم Eli |